عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
مقدمهء مصحح 30
زبدة التواريخ ( فارسى )
رويدادى را فروگذار نكرده است ، كتاب او را در پيش روى خويش داشتهاند و از آن بهرهها گرفتهاند . « 1 » و فى الواقع مطالب اوست كه در مطلع السعدين ، مجمل فصيحى ، روضة الصفا ، حبيب السير و غيره مورد استفادهء مستقيم و غيرمستقيم قرار مىگيرد و نخستين مأخذ هم به لحاظ زمان نگارش و هم محتوا و مطالب محسوب مىشود . اين مورخان نهايتا سعى كردهاند كه با تغييراتى در عبارات ، القاب و عناوين اشخاص يا اضافاتى هرچند اندك در ذكر وفيات و مواليد - مانند آنچه در مجمل فصيحى مىبينيم - كتاب خود را نو جلوه دهند . بخش پنجم . ديدگاههاى حافظ ابرو الف . ديدگاه حافظ ابرو دربارهء تاريخ و فوايد دانستن آن اگر بخواهيم ديدگاههاى حافظ ابرو را مطالعه و پژوهش كنيم ناگزيريم دريابيم كه مبانى فكرى و بينش اعتقادى حافظ ابرو نسبت به تاريخ چه بوده است ، به عبارت ديگر ، فلسفهء تاريخى او بر چه پايهاى استوار بوده و تاريخ را چگونه تصور و تعريف كرده است . وى در مقدمهء كتاب عظيم جغرافياى تاريخى خود كه در سال 817 شروع به تأليف آن كرده و در سال 823 به اتمام رسانده ، ديدگاه خود را نسبت به تاريخ چنين ارائه كرده است . در تعريف تاريخ « تاريخ در لغت ، تعريف وقت است و در اصطلاح ، بعضى گفتهاند تعيين وقت است كه نسبت دهند بدان وقت ، زمانى را كه از پى آن آيد . و بعضى گفتهاند روزى معلوم است كه نسبت دهند بدان روز زمانى را كه از عقب آن آيد . و بعضى گفتهاند تعريف وقت است به اسناد او به حدوث امرى شايع همچون ظهور ملتى يا ابتداى دولتى يا وقوع حادثهيى بزرگ مثل طوفان ، و يا زلزلهء عظيم و مانند آن از حوادث
--> ( 1 ) . به عنوان مثال مراجعه شود به وقايع سال 818 زبدة التواريخ ، ص 87 ؛ مطلع سعدين ، ج 2 ، ص 172 ؛ و مجمل فصيحى خوافى ص 220 كه بسيارى از عبارتها و اشعار آنها دقيقا مانند مطالب حافظ ابروست .